نيلوفرانه

 

اختراع يک رويا

   



دنیای قشنگ بچگی چه زود گذشت دورانی که خاطراتش شیرینترین خاطرات زندگی ما هست.

هر روز صبح دیواری بین دیروز و فردا می کشیدیم و با تمام وجود اون روز رو زندگی می کردیم.رویاهامون چقدر کوچیک بود ولی  باور داشتیم که بهشون می رسیم .

همه چیز برامون دوست داشتنی بود و مطمئنا اون زمان معنی دوست داشتن رو بهتر از حالا می فهمیدیم.

با این وجود حتما همه ما یه آرزوی عجیب گوشه دلمون داشتیم و که شاید الان هم رسیدن به اون محال باشه ولی اون موقع امید داشتیم که یه جوری بهش میرسیم .

پرفسور بالتازار رو یادتون می یاد با اون دستگاه عجیبش که هر چیزی رو که می خواست اختراع می کرد. خیلی دوست داشتیم که یه دستگاه مثل اون داشتیم تا با اون به رویاهامون برسیم .

راستی اگه الان این آرزو بچگی برآورده بشه و یه دستگاه مثل دستگاه پرفسور بالتازار داشته باشیم اولین چیزی که اختراع می کنید چی هست؟

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ٢۱ تیر ،۱۳۸٦ - niloofar

شانس

              

 



نمی دونم چقدر به شانس اعتقاد دارین؟تا حالا شده که اعتقاد پیدا کنید چیزی می تونه سمبل شانس شما باشه ؟ یا برعکس چیزی برای شما سمبل نحسی باشه؟

چند نفر از شما باور کردید که عدد سیزده نحس هست ؟ یا هفت عدد مقدسی هست ؟

آیا این اعداد هیچوقت تاثیر خاصی در زندگی شما داشتند ؟

دیروز 07/07/07 بود و به اعتقاد کسانی که باور کردند هفت عدد مقدسی هست روز شانس بود .

حتما خیلی از شما این پیغام رو دیروز گرفتید : یه آرزو کن و این sms  رو واسه دوستانت بفرست امروز 07/07/07 هست روز خوبی داشته باشی .

راستی واسه شما چظور بود؟ دیروز شانس با شما یار بود؟

اما می تونیم باور کنیم که هر اتفاقی که دیروز افتاد چه تلخ و چه شیرین ،برای ما شگون داشته .

من که اعتقاد دارم باید باور کنیم که همیشه شانس با ماست ، تا همیشه با ما باشه .

هزار سال دیگه که تاریخ تکرار میشه حتما هستن کسانی که به مقدس بودن هفت ایمان دارند و اون روز رو خوش یمن میدونن(راستی به نظرتون هزار سال دیگه ما کجا هستیم)

امیدوارم که همه به آرزویی که دیروز کردیم برسیم (نا مردی نکنین هر کی به آرزوش رسید حتما سهمیه یه ماه بنزینش رو بده به من

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ۱٧ تیر ،۱۳۸٦ - niloofar

فرشته های زمینی





یک روز قشنگ، یک آمین از ته قلب برای آرزوهای خوبتون، یک بغل سلامتی، یه آسمون خوشبختی، یه سبد شادی ، یک دنیا عشق هدیه من به شما فرشته های زمینی که همیشه بهترینید روزتون مبارک

 

امروز صبح بازم مثل همیشه دیرم شده بود، تمام طول راه دویدم تا سر وقت کارت بزنم که درست دم در ورودی اداره نزدیک بود محکم با رئیس اداره که تیپ یه جنتلمن واقعی رو زده بود برخورد کنم . یه دفعه خودم رو جمع کردم و مثل یه خانم متشخص سلام کردم . ایشون هم به پاس زحمات بی دریغ خانم ها در اداره و تجیلیل از مقام شامخ زن یه شاخه گل رز زیبا رو به من اهدا کردن وگفتن روزتون مبارک. منم که هنوز درست تعادل نداشتم با سرعت هر چه تمام گفتم مرسی روز شما هم مبارک

قیافه رئیس ما با اون ریش پروفسوری و کت و شلوار راه راهش  

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ۱٤ تیر ،۱۳۸٦ - niloofar

بهونه

  

امروز مثل همیشه سر کار باز رفته بودم تو یه دنیای دیگه که با صدای دوستم به خودم اومدم :نیلو ، بازم که رفتی تو خودت

 گفتم ببخشید تو فکر بودم

گفت: آره ولی تا کی ؟ میفهمی چند وقت که ساکتی ؟ میدونی آخرین بار کی خندیدی؟ میفهمی داری با خودت چی کار می کنی؟

در حالی که سعی می کردم بغضم رو فرو ببرم آروم گفتم دست خودم نیست

مهربانانه منو بغل کرد و گفت :اینو بدون که هرکسی باید به اندازه وجود خودش برات مهم باشه نه به اندازه همه وجود خودت ، دلمون واسه نیلوی خودمون تنگ شده نه فقط ما ، حتی  گلدون شمعدونی تو از تنهایی پژمرده شده و الان بیشتر ازهمیشه بهت احتیاج داره

برگشتم و نگاه گلدونی کردم که یه روز با یه دنیا شوق و امید شمعدونی کوچولو رو توش کاشته بودم ، راست می گفت گل قشنگم پژمرده شده بود.صدای دوستم هنوز می اومد که میگفت :برگرد همه ما دلمون واست تنگ شده برگرد ......

یه دفعه احساس کردم که هنوزبهونه های قشنگی تو دنیا هستن که می تونم به خاطر اونا زندگی کنم چه بهونه ای قشنگتر از شمعدونی کوچولوی خودم

سلام بهونه قشنگ من برای زندگی آره بازم منم همون دیوونه همیشگی

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ۱٠ تیر ،۱۳۸٦ - niloofar

فراق

ناگهانیتر از آمدنت میروی بی بهانه، من میمانم و قلبی سپاسگزار تا ابد از اینکه به من فهماندی چقدر می توان دوست داشت بی آنکه انتظاری داشت.

تنهایی اونقدرا هم که میگن قشنگ نیست،فقط خدا و کسانی که دردانه ای را از دست داده اند میدانند فراق چقدر سنگین است.

امید تنها چیزی هست که هنوز نگهم داشته.

برگرد و جواب این انتظار سخت من رو بده ....

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ٧ تیر ،۱۳۸٦ - niloofar

انتظار

<مرداب برای داشتن نیلوفر سالها می خوابد تا آرامش نیلوفر به هم نخورد ، پس اگه کسی رو دوست داری برای داشتنش سالها صبر کن>

همیشه فکر میکردم دنیا خیلی بزرگه و آرزوهای من بزرگتر از همه دنیا ولی هر چی بزرگتر شدم بر خلاف خیلیها دنیا رو کوچیکتر دیدم و ارزوهام رو کوچیکتر و کوچیکتر کردم هر چند که به خیلی از اون آرزوهای کوچیک هم نرسیدم.

هر بار که به یکی از آرزوهام نمی رسیدم احساس شکست میکردم ، ولی همیشه این خدا بود که دستم رو می گرفت و بلندم میکرد تا دوباره ادامه بدم .مهربانانه منو نوازش میکرد و در آغوشم میکشید تا احساس تنهایی نکنم .

اما حالا که خیلی بهش احتیاج دارم ، نیستش .شاید فکر می کنه که دیگه بزرگ شدم و تنهایی می تونم از پس همه مشکلات بربیام.

ولی بازم صبر میکنم تا برگرده و دوباره منو در آغوش بگیره ، باهاش حرف بزنم و براش تعریف کنم که سعی کردم ولی بازم نشد.

خدای مهربون من، برای دوباره داشتنت سالها صبر میکنم .خیلی دوست دارم و الان بیشتر از همیشه محتاجتم .

تنهام نزار ......

 

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ٤ تیر ،۱۳۸٦ - niloofar