نيلوفرانه

 

 

سلام این اولین بار هست که می خوام چیزی بنویسم و ترجیح دادم با شعری شروع کنم که شاید خیلیها این حس را با همه وجود درک کرده باشن. این شعر را از جای دیگه بدون اجازه برداشتم ولی حیفم اومد که شما اونو نخونید و خاطره هاتون زنده نشه

وبعد از رفتنت..

عضویت در ایران عشقعضویت در ایران عشق

شبي از پشت يك تنهايي نمناك و باراني

 

تو را با لهجه گل هاي نيلوفر صدا كردم

 

تمام شب براي با طراوت ماندن

 

باغ قشنگ آرزوهايت دعا كردم

 

پس از يك جست وجوي نقره اي در كوچه هاي آبي احساس

 

تو را از بين گل هايي كه در تنهاييم روييدند با حسرت جدا كردم

 

و تو در پاسخ آبي ترين موج تمناي دلم گفتي:

 

دلم حيران و سرگردان چشمانيست رويايي و من

 

تنها براي ديدن زيبايي آن چشم تو را در دشتي

 

از تنهايي و حسرت رها كردم.

 

اين بود آخرين حرفت و رفتي...!

 

و من بعد ار عبور تلخ و غمگينت

 

چشم هايم را به روي اشكي از جنس غروب ساكت و نارنجي

 

خورشيد وا كردم.

 

نمي دانم چرا رفتي...؟

 

نمي دانم چرا...؟

 شايد خطا كردم و تو بي آن كه فكر غربت چشمان من باشي

 

نمي دانم كجا...؟

 

تا كي...؟

 

براي چه...؟

 

ولي رفتي و بعد از رفتنت باران چه معصومانه مي باريد و بعد از

 

رفتنت يك قلب دريايي ترك برداشت

 

و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمي خاكستري گم شد

 

و گنجشكي كه هر روز از كنار پنجره با مهرباني دانه بر مي داشت

 

تمام بالهايش غرق در اندوه غربت شد

 

و بعد از رفتنت آسمان چشم هايم خيس باران بود

 

و بعد از رفتنت انگار كسي حس كرد

 

من بي تو تمام هستم از دست خواهد رفت

 

كسي حس كرد من بي تو هزاران بار در لحظه خواهم مرد

 

و بعد از رفتنت درياچه بغضي كرد

 

كسي فهميد تو نام مرا از ياد خواهي برد

 

و من با آن كه مي دانم تو هرگز ياد مرا با عبور خود نخواهي برد

 

هنوز آشفته چشمان زيباي توام

برگرد...

 

برگرد و ببين كه سرنوشت انتظار من چه خواهد شد

 

و بعد از اين همه طوفان و وهم و پرسش و ترديد كسي از پشت

 

قاب پنجره آرام و زيبا گفت:

 

تو هم در پاسخ اين بي وفايي ها بگو :

 

كه در راه عشق و انتخاب آن خطا كردم

 

و من در حالتي ما بين اشك و حسرت و ترديد

 

كنار انتظاري كه بدون پاسخ و سرد است

 

در امواج پاييزي ترين ويراني يك دل

 

ميان غصه اي از جنس بغض كوچك يك ابر

 

نمي دانم چرا...؟

 

شايد به رسم عادت پروانگي مان باز براي

 

شادي و خوشبختي باغ قشنگ آرزوهايت

 

دعا كردم.....

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ۳۱ خرداد ،۱۳۸٦ - niloofar

اولين سلام

از امروز شروع به نوشتن وبلاگم ميکنم,هنوز نميدونم که ممکنه چه نوشته ها و وقايعي در اين وبلاگ ثبت بشن اما اميدوارم بيشتر از خوبيها و شاديها بنويسم,و اينکه بتونم دوستاي خوبي در اين محيط مجازي پيدا کنم.

آره اميدوارم که نوشته هام مثل هواي گرم اين روزهاي تابستاني شيراز گرم و صميمي باشن.فعلا........

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ٢۸ خرداد ،۱۳۸٦ - niloofar

 

این وبلاگ متعلق به niloofar می باشد

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ٢۸ خرداد ،۱۳۸٦ - niloofar