نيلوفرانه

 

آغازی دوباره

سلام دوستای خوبم،بعد از تاخیری چند ساله برگشتم تا دوباره حرفای دلم را بنویسم.میخوام یه دنیای جدید رو تجربه کنم ،شاید واسه خیلیها این دنیا غریب باشه ولی من میخوام تجربه اش کنم .

بگذریم،از اینکه دوباره میخوام با شما باشم خوشحالم.

منتظرتون هستم.

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ۱٢ اردیبهشت ،۱۳۸٩ - niloofar

؟؟؟

دوستای خوب,شاید قلمم رو که یک ساله خاک خورده باز به دست بگیرم,نمیدونم......

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ٢٢ مهر ،۱۳۸٧ - niloofar

 

بنا بر دلايلي يه مدت نيستم اما به زودي برميگردم منو فراموش نكنيد

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ٢٧ مهر ،۱۳۸٦ - niloofar

تولد پاييزی

 

در غربت يک غروب پاييزي ، زير ترنم بارون رو خش خش برگاي زرد خزوني براي گفتن حرفي متولد شدم . آمدم تا در شکوه عشق و زيبايي زندگي کنم
ولي افسوس که زندگي را از من دريغ کردند
اي هستي هستي بخش پناهم ده تا در آغوش عشقت زندگي را زندگي کنم
باورم کن ، من در ژرفاي وجودم ترانه اي دارم از اميد
باورم کن و مرا ببخش

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ۱٥ مهر ،۱۳۸٦ - niloofar

بوسه

یك روز مي بوسمت ! پنهان كردن هم ندارد . مثل خنده هاي تو نيست كه مخفي شان مي كني ، يا مثل خواب ديشب من كه نبايد تعبير شود ، مثل نجابت چشمهاي تو است ، وقتي كه توي سياهي چشمهاي من عريان مي شوند . عرياني اش پوشاندني نيست ، پنهان نمي شود ...
يك روز مي بوسمت ! يكي از همين روزهايي كه مي خندانمت ، يكي از همين خنده هاي تو را ناتمام مي كنم : مي بوسمت ! و بعد ، تو احتمالا سرخ مي شوي ، و من هم كه پيش تو هميشه سرخم ...
يك روز مي بوسمت ! يك روز كه باران مي بارد ، يك روز كه چترمان دو نفره شده ، يك روز كه همه جا حسابي خيس است ، يك روز كه گونه هايت از سرما سرخ سرخ ، آرام تر از هر چه تصورش را كني ، آهسته ، مي بوسمت ...
يك روز مي بوسمت ! هر چه پيش آيد خوش آيد ! حوصله ي حساب و كتاب كردن هم ندارم ! دلم ترسيده ، كه مبادا از فردا ديگر عشق من نباشي
يك روز مي بوسمت ! مي خندم و مي بوسمت ! گريه مي كنم و مي بوسمت ! يك روز مي آيد كه از آن روز به بعد ، من هر روز مي بوسمت ! لبهايم را مي گذارم روي گونه هايت ، و بعد هر چه بادا باد : مي بوسمت ! تو احتمالا سرخ مي شوي ، و من هم كه پيش تو هميشه سرخم
...

  یک روز مي بوسمت! فوقش خدا مرا مي برد جهنم ! فوقش مي شوم ابليس ! آنوقت تو هم به خاطر اين كه يك ابليس تو را بوسيده ، جهنمي مي شوي ! جهنم كه آمدي ، من آن جا پيدايت مي كنم و از لج خدا هر روز مي بوسمت ! واي خدا ! چه صفايي پيدا مي كند جهنم !

برگرفته از نويسنده گمنام توانا

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ٥ مهر ،۱۳۸٦ - niloofar

پری مهربون



با سلام خدمت دوستان عزيز اگرکسي خواست آرزويتان را براورده سازد مواظب آرزو کردنتان باشيد مخصوصا آقايون

يك زوج در اوايل 60 سالگي، در يك رستوران كوچيك رمانتيك سي و پنجمين سالگرد ازدواجشان را جشن گرفته بودن ناگهان يك پري كوچولوِ قشنگ سر ميزشون ظاهر شد و گفت:چون شما زوجي اينچنين مثال زدني هستين و درتمام اين مدت به هم وفادارموندين ، هر كدوم مي تونين يك آرزو بكنين. خانم گفت: اووووووووووووووووه ! من مي خوام به همراه همسر عزيزم، دور دنيا سفر كنم. پري چوب جادووييش رو تكون داد و اجي مجي لا ترجي حالا نوبت آقا بود، چند لحظه فكر كرد و گفت: خب، اين خيلي رمانتيكه ولي چنين موقعيتي فقط يك بار در زندگي آدم اتفاق مي افته ، بنابراين، خيلي متاسفم عزيزم ولي آرزوي من اينه كه همسري 30 سال جوانتر از خودم داشته باشم.

خانم و پري واقعا نا اميد شده بودن ولي آرزو، آرزوه ديگه !!! پري چوب جادوييش و چرخوند و......... اجي مجي لا ترجي و آقا 92 ساله شد!

پيام اخلاقي اين داستان مردها شايد موجودات ناسپاسي باشن،ولي پريها مونث هستند !!!!!!!

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ٢٢ شهریور ،۱۳۸٦ - niloofar

گل من


                                


چقدر سخته ببینی گل آرزوهات تو باغچه کس دیگه هست

چقدر سخته تو خودت بشکنی و آروم زیر لب بگی : گل من باغچه نو مبارک

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ٦ شهریور ،۱۳۸٦ - niloofar

ساحل آرزوها

 

تا حالا تو زندگی چند بار دل به دریا زدین ؟

هر وقت به گذشته فکر میکنم خاطرات شیرینی رو به یاد میارم که به حرف دل گوش کردم و در کنارش لحظات تلخی از این گوش سپردن که البته از شیرینی خاطرات قشنگ چیزی کم نمیکنه

ولی آیا میدونستین این دل ما هست که همیشه تصمیم میگیره نه عقل ما ؟ گاهی وقتا فکر می کنیم راجب یه موضوع خیلی عاقلانه تصمیم گرفتیم ولی مطمئن باشین در تمام این لحظات این دل ما هست که فرمان میده و اگه این فرمان در مسیر عقل باشه که چه بهتر

پس حالا که دل کار خودشو میکنه بیان زیاد سخت نگیریم و دلمون رو بسپاریم به دریا خودش می برتت هر جا دلش خواست به هر جا برد بدون ساحل همونجاست

به امید روزی که دل هممون به ساحل آرزوهاش برسه

 

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ٤ شهریور ،۱۳۸٦ - niloofar

نامه ای به خدا



کارمند پستی که به نامه هایی که آدرس نامعلوم دارند رسیدگی می کرد متوجه نامه ای شد که روی پاکت آن با خطی لرزان نوشته شده بود. نامه ای به خدا با خودش فکر کرد بهتر است نامه را باز کرده و بخواند:

خدای عزیزم بیوه زنی ۸۳ ساله هستم که با حقوق ناچیز بازنشستگی زندگی می کنم .دیروز کیف من را که ۱۰۰ دلار در آن بود دزیدند که تمام پول من تا آخر ماه بود.هفته دیگر عید است و من دوستانم را برای شام دعوت کرده ام ولی پول ندارم و کسی را هم ندارم تا پول قرض کنم. تو ای خدای من تنها امید من هستی ؛ به من کمک کن.

کارمند اداره پست خیلی تحت تاثیر قرار گرفت و نامه را به سایر همکارانش نشان داد و هر کدام چنددلار روی میز گذاشتند. در پایان ۹۶ دلار جمع شد که در پاکت گذاشتند و برای پیرزن فرستادند و همه از کار خوب خود خوشحال بودند.

هفته دیگر نامه ای از آن پیرزن رسید که نوشته بود : نامه ای به خدا .همه کارمندان جمع شدند تا نامه را بخوانند.

خدای عزیزم چگونه می توانم از کاری که برایم انجام دادی تشکر کنم با لطف تو توانستم شامی عالی برای دوستانم مهیا کرده و روز خوبی را با هم بگذرانیم. من به آنها گفتم چه هدیه خوبی برایم فرستادی البته ۴ دلار آن کم بود که مطمئن هستم کارمندان اداره پست آن را برداشته اند !!!!!!

برگرفته شده در مجله موفقیت

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ٢٤ امرداد ،۱۳۸٦ - niloofar

ترس

از همون بچگی با این واژه بزرگمون کردن همیشه ما رو ترسوندن تا به این وسیله یاد بگیریم که چطور زندگی کنیم. یه روزی از لولو ؛ بزرگتر که شدیم از آقا پلیس مدرسه که رفتیم از معلم ....

تا به خودمون اومدیم این واژه شده بود تمام زندگی ما طوری باهاش بزرگ شدیم که همه ذهنمون را گرفت و همیشه ترسیدیم از همه چیز از امتحان ؛ از رد شدن تو کنکور ؛ از بیکاری ؛ از تنهایی ؛ از عاشق شدن و در نهایت از شکست

چرا همیشه ما رو ترسوندن ؟ چرا هیچوقت یادمون ندادن که میتونیم به جای ترس از زندگی با شجاعت باش کنار بیایم

دیگه خسته شدم ؛ دیگه نمی خوام از هیچی بترسم می خوام باور کنم که این زندگی حق منه

حق منه که پیروز بشم و یا با شجاعت شکست بخورم

حق منه که نترسم از هیچ چیز

میخوام سرنوشتم را با دستای خودم بسازم بدون هراس

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ۱٥ امرداد ،۱۳۸٦ - niloofar