خانه وبلاگ
ايميل من
نویسندگان وبلاگ
niloofar
آرشیو وبلاگ
اردیبهشت ۸٩
مهر ۸٧
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
لینک دوستان
دختر شيراز
پاييزان
درخت پير
دستهايم خاليست
سپهر
مرکز بازيهای رايانه ای
قصه های من و غربت
بهار
عشق در زندگی
تنهای عاشق
vorujak
بلفي جون
سه دختر
بلند پرواز
عاشق تنها
رازان پرستوی مهاجر
مجنون الحيدر
لوس نشو
قالب وبلاگ
اخبار فناوری اطلاعات
تفريحات اينترنتي
دوستیابی سالم
طراحی وب
فروشگاه اینترنتی
طرفداران پرشین بلاگ
آمار وبلاگ
خروجی وبلاگ
لوگوی دوستان

آغازی دوباره
سلام دوستای خوبم،بعد از تاخیری چند ساله برگشتم تا دوباره حرفای دلم را بنویسم.میخوام یه دنیای جدید رو تجربه کنم ،شاید واسه خیلیها این دنیا غریب باشه ولی من میخوام تجربه اش کنم .
بگذریم،از اینکه دوباره میخوام با شما باشم خوشحالم.
منتظرتون هستم.
پيام هاي ديگران () link یکشنبه ۱٢ اردیبهشت ،۱۳۸٩ - niloofar؟؟؟
دوستای خوب,شاید قلمم رو که یک ساله خاک خورده باز به دست بگیرم,نمیدونم......
پيام هاي ديگران () link دوشنبه ٢٢ مهر ،۱۳۸٧ - niloofar بنا بر دلايلي يه مدت نيستم اما به زودي برميگردم منو فراموش نكنيد



تولد پاييزی
در غربت يک غروب پاييزي ، زير ترنم بارون رو خش خش برگاي زرد خزوني براي گفتن حرفي متولد شدم . آمدم تا در شکوه عشق و زيبايي زندگي کنم
ولي افسوس که زندگي را از من دريغ کردند
اي هستي هستي بخش پناهم ده تا در آغوش عشقت زندگي را زندگي کنم
باورم کن ، من در ژرفاي وجودم ترانه اي دارم از اميد
باورم کن و مرا ببخش
بوسه
یك روز مي بوسمت ! پنهان كردن هم ندارد . مثل خنده هاي تو نيست كه مخفي شان مي كني ، يا مثل خواب ديشب من كه نبايد تعبير شود ، مثل نجابت چشمهاي تو است ، وقتي كه توي سياهي چشمهاي من عريان مي شوند . عرياني اش پوشاندني نيست ، پنهان نمي شود ...
يك روز مي بوسمت ! يكي از همين روزهايي كه مي خندانمت ، يكي از همين خنده هاي تو را ناتمام مي كنم : مي بوسمت ! و بعد ، تو احتمالا سرخ مي شوي ، و من هم كه پيش تو هميشه سرخم ...
يك روز مي بوسمت ! يك روز كه باران مي بارد ، يك روز كه چترمان دو نفره شده ، يك روز كه همه جا حسابي خيس است ، يك روز كه گونه هايت از سرما سرخ سرخ ، آرام تر از هر چه تصورش را كني ، آهسته ، مي بوسمت ...
يك روز مي بوسمت ! هر چه پيش آيد خوش آيد ! حوصله ي حساب و كتاب كردن هم ندارم ! دلم ترسيده ، كه مبادا از فردا ديگر عشق من نباشي
يك روز مي بوسمت ! مي خندم و مي بوسمت ! گريه مي كنم و مي بوسمت ! يك روز مي آيد كه از آن روز به بعد ، من هر روز مي بوسمت ! لبهايم را مي گذارم روي گونه هايت ، و بعد هر چه بادا باد : مي بوسمت ! تو احتمالا سرخ مي شوي ، و من هم كه پيش تو هميشه سرخم ...
برگرفته از نويسنده گمنام توانا
پری مهربون
با سلام خدمت دوستان عزيز اگرکسي خواست آرزويتان را براورده سازد مواظب آرزو کردنتان باشيد مخصوصا آقايون
يك زوج در اوايل 60 سالگي، در يك رستوران كوچيك رمانتيك سي و پنجمين سالگرد ازدواجشان را جشن گرفته بودن ناگهان يك پري كوچولوِ قشنگ سر ميزشون ظاهر شد و گفت:چون شما زوجي اينچنين مثال زدني هستين و درتمام اين مدت به هم وفادارموندين ، هر كدوم مي تونين يك آرزو بكنين. خانم گفت: اووووووووووووووووه ! من مي خوام به همراه همسر عزيزم، دور دنيا سفر كنم. پري چوب جادووييش رو تكون داد و اجي مجي لا ترجي حالا نوبت آقا بود، چند لحظه فكر كرد و گفت: خب، اين خيلي رمانتيكه ولي چنين موقعيتي فقط يك بار در زندگي آدم اتفاق مي افته ، بنابراين، خيلي متاسفم عزيزم ولي آرزوي من اينه كه همسري 30 سال جوانتر از خودم داشته باشم.
خانم و پري واقعا نا اميد شده بودن ولي آرزو، آرزوه ديگه !!! پري چوب جادوييش و چرخوند و......... اجي مجي لا ترجي و آقا 92 ساله شد!
پيام اخلاقي اين داستان مردها شايد موجودات ناسپاسي باشن،ولي پريها مونث هستند !!!!!!!
پيام هاي ديگران () link پنجشنبه ٢٢ شهریور ،۱۳۸٦ - niloofarگل من
چقدر سخته ببینی گل آرزوهات تو باغچه کس دیگه هست
چقدر سخته تو خودت بشکنی و آروم زیر لب بگی : گل من باغچه نو مبارک
پيام هاي ديگران () link سهشنبه ٦ شهریور ،۱۳۸٦ - niloofarساحل آرزوها
تا حالا تو زندگی چند بار دل به دریا زدین ؟
هر وقت به گذشته فکر میکنم خاطرات شیرینی رو به یاد میارم که به حرف دل گوش کردم و در کنارش لحظات تلخی از این گوش سپردن که البته از شیرینی خاطرات قشنگ چیزی کم نمیکنه
ولی آیا میدونستین این دل ما هست که همیشه تصمیم میگیره نه عقل ما ؟ گاهی وقتا فکر می کنیم راجب یه موضوع خیلی عاقلانه تصمیم گرفتیم ولی مطمئن باشین در تمام این لحظات این دل ما هست که فرمان میده و اگه این فرمان در مسیر عقل باشه که چه بهتر
پس حالا که دل کار خودشو میکنه بیان زیاد سخت نگیریم و دلمون رو بسپاریم به دریا خودش می برتت هر جا دلش خواست به هر جا برد بدون ساحل همونجاست
به امید روزی که دل هممون به ساحل آرزوهاش برسه
پيام هاي ديگران () link یکشنبه ٤ شهریور ،۱۳۸٦ - niloofar
نامه ای به خدا
کارمند پستی که به نامه هایی که آدرس نامعلوم دارند رسیدگی می کرد متوجه نامه ای شد که روی پاکت آن با خطی لرزان نوشته شده بود. نامه ای به خدا با خودش فکر کرد بهتر است نامه را باز کرده و بخواند:
خدای عزیزم بیوه زنی ۸۳ ساله هستم که با حقوق ناچیز بازنشستگی زندگی می کنم .دیروز کیف من را که ۱۰۰ دلار در آن بود دزیدند که تمام پول من تا آخر ماه بود.هفته دیگر عید است و من دوستانم را برای شام دعوت کرده ام ولی پول ندارم و کسی را هم ندارم تا پول قرض کنم. تو ای خدای من تنها امید من هستی ؛ به من کمک کن.
کارمند اداره پست خیلی تحت تاثیر قرار گرفت و نامه را به سایر همکارانش نشان داد و هر کدام چنددلار روی میز گذاشتند. در پایان ۹۶ دلار جمع شد که در پاکت گذاشتند و برای پیرزن فرستادند و همه از کار خوب خود خوشحال بودند.
هفته دیگر نامه ای از آن پیرزن رسید که نوشته بود : نامه ای به خدا .همه کارمندان جمع شدند تا نامه را بخوانند.
خدای عزیزم چگونه می توانم از کاری که برایم انجام دادی تشکر کنم با لطف تو توانستم شامی عالی برای دوستانم مهیا کرده و روز خوبی را با هم بگذرانیم. من به آنها گفتم چه هدیه خوبی برایم فرستادی البته ۴ دلار آن کم بود که مطمئن هستم کارمندان اداره پست آن را برداشته اند !!!!!!
برگرفته شده در مجله موفقیت
پيام هاي ديگران () link چهارشنبه ٢٤ امرداد ،۱۳۸٦ - niloofarترس
از همون بچگی با این واژه بزرگمون کردن همیشه ما رو ترسوندن تا به این وسیله یاد بگیریم که چطور زندگی کنیم. یه روزی از لولو ؛ بزرگتر که شدیم از آقا پلیس مدرسه که رفتیم از معلم ....
تا به خودمون اومدیم این واژه شده بود تمام زندگی ما طوری باهاش بزرگ شدیم که همه ذهنمون را گرفت و همیشه ترسیدیم از همه چیز از امتحان ؛ از رد شدن تو کنکور ؛ از بیکاری ؛ از تنهایی ؛ از عاشق شدن و در نهایت از شکست
چرا همیشه ما رو ترسوندن ؟ چرا هیچوقت یادمون ندادن که میتونیم به جای ترس از زندگی با شجاعت باش کنار بیایم
دیگه خسته شدم ؛ دیگه نمی خوام از هیچی بترسم می خوام باور کنم که این زندگی حق منه
حق منه که پیروز بشم و یا با شجاعت شکست بخورم
حق منه که نترسم از هیچ چیز
میخوام سرنوشتم را با دستای خودم بسازم بدون هراس
پيام هاي ديگران () link دوشنبه ۱٥ امرداد ،۱۳۸٦ - niloofar